الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

200

الغدير ( فارسي )

آورد . - در پيشگاه خداى سخن ، رخش قافيه را مهار بستيم ، با آنكه اسب تازى و اشتر تيزرو از رفتار بازماندند . و قلنا له خذ بعض ما كنت منعما به و قضاء الحقّ بالحرّ أليق عقود قواف من قوافيك تنتقى و درّ معان من معانيك يسرق نثرنا على حصباء قبرك درّها صحيحا و درّ الدمع فى الخدّ يفلق - گفتيم : اينك نعمت سخنپرورى بپاى خودت ريزيم ، تا حق نمك ادا كرده باشيم . - خوشه‌هاى قافيه ات كه چون مرواريد منتخب آمد ، در شاهوار معانيت كه شاعران بسرقت برند . - همه را يكسر بر مزارت افشانديم ، در حالى كه اشگ چون در بر رخسارمان مىغلتيد . * و در همين قصيده گويد : - اى خاندان « رزّيك » آزموديم و شما را برترين پناهگاهى يافتيم كه اشتران تازى بدرگاهش دوانند . - جوياى دولت و عزت آمديم ، از اينرو بدين درگاه شديم : گرامىترين بارگاه . بىنيازترين دولت و پايگاه . - با جود و نوال شما ، عزت نفس آموختيم ، بر چهره‌هاى خرم ، غبار تملق ننشست . - فسطاط مصر ، از جود و عطاى شما كعبهء آمال گشت ، از شام و عراق ، شتابان به طواف اركان آمدند . - نه پردهء اين درگاه بر روى عاميان اعجم آويخته شد ، و نه درهاى اين درگاه بر وى نگون بختان بسته آمد . - دلها ، جز بسوى شما پر نكشد ، نعمتها ، جز از دست و بال شما فرو نريزد .